داستان ,عاشقانه ,بهار ,داستان عاشقانه

داستان زیبا و عاشقانه عشق به بهار

داستان عاشقانه عشق به بهار:

چشمای مغرورش هیچوقت از یادم نمیره . رنگ چشاش آبی بود . رنگ آسمونی که ظهر تابستون داره . داغ داغ… وقتی موهای طلاییشو شونه می کرد دوست داشتم دستامو زیر موهاش بگیرم مبادا که یه تار مو از سرش کم بشه . دوستش داشتم .

بقیه داستان در ادامه مطلب..


سایت عاشقانه لاو سیب منبع اصلی مطلب : سایت عاشقانه لاو سیب
برچسب ها : داستان ,عاشقانه ,بهار ,داستان عاشقانه
اشتراک گذاری: این صفحه را به اشتراک بگذارید

سایت : داستان عاشقانه عشق به بهار