نمیکنم ,دیوانه ,خواهم ,عاشقانه ,داستان ,کوتاه دیوانه ,داستان عاشقانه

داستان عاشقانه و کوتاه دیوانه و عشق

داستان دیوانه و عشق:

از دیوانه ای پرسیدند : چه کسی را بیشتر دوست داری ؟  دیوانه خندید و گفت : ”عشقم” را…  گفتند : عشقت کیست؟  گفت:عشقی ندارم!  خندیدند و گفتند : برای عشقت حاضری چه کارهاکنی؟  گفت : مانند عاقلان نمیشوم ، نامردی نمیکنم ، خیانت نمیکنم ، دور نمیزنم ،  وعدهسرخرمن نمیدهم ، دروغ نمیگویم و دوستش خواهم داشت ، تنهایش نمیگذارم ،  میپرستمش ، بی وفایی نمیکنم با او مهربان خواهم بود ، برایش  فداکاری خواهم کر د،ناراحت و نگرانش نمیکنم ، غمخوارش میشوم…  گفتند: ولی اگر تنهایت گذاشت ، اگر دوستت نداشت ، اگر نامردی کرد ، اگربی وفابود ،  اگر ترکت کرد چه…؟  اشک بر چشمانش حلقه زد و گفت : اگر اینگونه نبود که من “دیوانه” نمیشدم.


سایت عاشقانه لاو سیب منبع اصلی مطلب : سایت عاشقانه لاو سیب
برچسب ها : نمیکنم ,دیوانه ,خواهم ,عاشقانه ,داستان ,کوتاه دیوانه ,داستان عاشقانه
اشتراک گذاری: این صفحه را به اشتراک بگذارید

سایت : داستان عاشقانه و کوتاه دیوانه و عشق