عاشقانه ,داستان ,بیدار ,زیبا ,داستان زیبا

داستان زیبا و عاشقانه و احساسی یک عشق

داستان زیبا و عاشقانه یک عشق:

مثلا یک روز بعد تعطیلات که از مسافرت اومدیم صبح تو خواب بمونی من بیدار شده باشم اما دلم نیاد تورو بیدار کنم بعد وقتی دارم صبحانه حاضر می کنم بیدار بشی و ساعت را ببینی و غر بزنی، دعوام کنی که چرا بیدارت نکردم 

بقیه داستان در ادامه مطلب..


سایت عاشقانه لاو سیب منبع اصلی مطلب : سایت عاشقانه لاو سیب
برچسب ها : عاشقانه ,داستان ,بیدار ,زیبا ,داستان زیبا
اشتراک گذاری: این صفحه را به اشتراک بگذارید

سایت : داستان زیبا و عاشقانه یک عشق