داستان

داستان انعکاس عشق

نگاهش که به من می افتد ، لحظه ای بی حرکت می ایستد.

یقه کاپشن چرم روشنش را بالا می دهد و دستی می برد زیر موهایش و چند تاری از موهای نرم و قهوه ای رنگ از لای انگشتان کشیده اش رها شده و پرده ای جلوی چشمانش می کشند.

بقیه داستان در ادامه مطلب


سایت عاشقانه لاو سیب منبع اصلی مطلب : سایت عاشقانه لاو سیب
برچسب ها : داستان
اشتراک گذاری: این صفحه را به اشتراک بگذارید

سایت : داستان عاشقانه انعکاس عشق